معاونت خدمات و محیط زیست شهری
معاونت خدمات و محیط زیست شهری
   
    • طبقه بندی آموزش شهروندی
    • آداب کفن و دفن

      آداب کفن و دفن

      احکام کفن میت

      570)میت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لنگ و پیراهن و سرتاسری می‏گویند، کفن نمایند.

      571) لنگ باید از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند، و بهتر آن است که از سینه تا روی پا برسد. و بنابر احتیاط واجب پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق پا تمام بدن را بپوشاند، و درازای سرتاسری باید به‏قدری باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد، و پهنای آن باید به اندازه‏ای باشد که یک طرف آن روی طرف دیگر بیاید.

      572) مقداری از لنگ، که از ناف تا زانو را می‏پوشاند و مقداری از پیراهن که از شانه تا نصف ساق را می‏پوشاند، مقدار واجب کفن است. و آنچه بیشتر از این مقدار در مساله قبل گفته شد، مقدار مستحب کفن می‏باشد.

      573) اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را،که در مساله قبل گفته شد از سهم آنان بردارند، اشکال ندارد. و احتیاط واجب آن است که بیشتر از مقدار واجب کفن و همچنین مقداری را که احتیاطا لازم است، از سهم وارثی که بالغ نشده، برندارند.

      574) اگر کسی وصیت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را که در دو مساله قبل گفته شد، از ثلث مال او بردارند، یا وصیت کرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند، ولی مصرف آن را معین نکرده باشد، یا فقط مصرف مقداری از آن را معین کرده باشد، می‏توانند مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند.

      575) اگر میت وصیت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند، می‏توانند به طور متعارف که لایق شان میت می‏باشد، کفن و چیزهای دیگری را که از واجبات دفن است از اصل مال بردارند.

      576)کفن زن بر شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد. و همچنین اگر زن را به شرحی که در کتاب طلاق گفته می‏شود، طلاق رجعی بدهند و پیش از تمام شدن عده بمیرد، شوهرش باید کفن او را بدهد. و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد، ولی شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.

      577)کفن میت بر خویشان او واجب نیست، اگر چه مخارج او در حال زندگی برآنان واجب باشد.

      578 )احتیاط واجب آن است که هر یک از سه پارچه کفن به قدری نازک نباشد که بدن میت از زیر آن پیدا باشد.

      579) کفن کردن با چیز غصبی، اگر چیز دیگری هم پیدا نشود، جایز نیست. و چنانچه کفن میت غصبی باشد و صاحب آن راضی نباشد، باید از تنش بیرون آورند، اگر چه او را دفن کرده باشند. و همچنین جایز نیست با پوست مردار او را کفن کنند.

      580) کفن کردن میت با چیز نجس و با پارچه ابریشمی خالص جایز نیست،ولی در حال ناچاری اشکال ندارد. و احتیاط واجب آن است که با پارچه طلاباف هم میت را کفن نکنند، مگر در حال ناچاری.

      581 )کفن کردن با پارچه‏ای که از پشم یا موی حیوان حرام گوشت تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست. ولی اگر پوست‏حیوان حلال گوشت را طوری درست کنند که به آن جامه گفته شود، می‏شود با آن میت را کفن کنند. و همچنین اگر کفن از مو و پشم حیوان حلال گوشت باشد اشکال ندارد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که بااین دو هم کفن ننمایند.

      582) اگر کفن میت به نجاست‏خود او، یا به نجاست دیگری نجس شود، چنانچه کفن ضایع نمی‏شود، باید مقدار نجس را بشویند یا ببرند. ولی اگر در قبر گذاشته باشند، بهتر است که ببرند. بلکه اگر بیرون آوردن میت اهانت به او باشد،بریدن واجب می‏شود. و اگر شستن یا بریدن آن ممکن نیست، در صورتی که عوض کردن آن ممکن باشد، باید عوض نمایند.

      583) کسی که برای حج‏یا عمره احرام بسته، اگر بمیرد باید مثل دیگران کفن شود،و پوشاندن سر و صورتش اشکال ندارد.

      584) مستحب است انسان در حال سلامتی، کفن و سدر و کافور خود را تهیه کند.


      احکام میت

      احکام میت از دیدگاه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه

      احکام محتضر

      ٥٣٣ - مسلمانی را که محتضر است‏یعنی در حال جان دادن می‏باشد، مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک، باید به پشت بخوابانند به طوری که کف پاهایش به طرف قبله باشد. و اگر خواباندن او کاملا به این طور ممکن نیست، بنابر احتیاط واجب تا اندازه‏ای که ممکن است، باید به این دستور عمل کنند. و چنانچه خواباندن او به هیچ قسم ممکن نباشد به قصد احتیاط او را رو به قبله بنشانند. و اگر آن هم نشود، باز به قصد احتیاط او را به پهلوی راست‏یا به پهلوی چپ، رو به قبله بخوابانند.

      ٥٣٤ - احتیاط واجب آن است که تا وقتی او را از محل احتضار حرکت نداده‏اند، رو به قبله باشد، و بعد از حرکت دادن این احتیاط واجب نیست.

      ٥٣٥ - رو به قبله کردن محتضر بر هر مسلمان واجب است، و اجازه گرفتن از ولی او لازم نیست.

      ٥٣٦ - مستحب است ‏شهادتین و اقرار به دوازده امام علیهم السلام و سایر عقاید حقه را، به کسی که در حال جان دادن است طوری تلقین کنند که بفهمد. و نیز مستحب است چیزهایی را که گفته شد، تا وقت مرگ تکرار کنند.

      ٥٣٧ - مستحب است این دعاها را طوری به محتضر تلقین کنند که بفهمد: "اللهم اغفر لی الکثیر من معاصیک و اقبل منی الیسیر من طاعتک یا من یقبل الیسیر و یعفو عن الکثیر اقبل منی الیسیر و اعف عنی الکثیر انک انت العفو الغفور اللهم ارحمنی فانک رحیم".

      ٥٣٨ - مستحب است کسی را که سخت جان می‏دهد، اگر ناراحت نمی‏شود به جایی که نماز می‏خوانده ببرند.

      ٥٣٩ - مستحب است برای راحت‏شدن محتضر بر بالین او سوره مبارکه "یس" و"الصافات" و " احزاب" و "آیه الکرسی" و آیه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آیه آخر سوره بقره، بلکه هر چه از قرآن ممکن است بخوانند.

      ٥٤٠ - تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چیز سنگین روی شکم او و بودن جنب و حائض نزد او و همچنین حرف زدن زیاد، و گریه کردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مکروه است.

      احکام بعد از مرگ

      ٥٤١ - بعد از مرگ مستحب است دهان میت را، هم بگذارند که باز نماند و چشمها و چانه میت را ببندند و دست و پای او را دراز کنند و پارچه‏ای روی او بیندازند و اگر شب مرده است، در جایی که مرده، چراغ روشن کنند، و برای تشییع جنازه او مؤمنین را خبر کنند. و در دفن او عجله نمایند، ولی اگر یقین به مردن او ندارند، باید صبر کنند تا معلوم شود و نیز اگر یت‏حامله باشد و بچه در شکم او زنده باشد باید به قدری دفن را عقب بیندازند، که پهلوی چپ او را بشکافند و طفل را بیرون آورند و پهلو را بدوزند.

      احکام غسل و کفن و نماز و دفن میت

      ٥٤٢ - غسل و کفن و نماز و دفن مسلمان دوازده امامی، بر هر مکلفی واجب است. و اگر بعضی انجام دهند، از دیگران ساقط می‏شود. و چنانچه هیچ کس انجام ندهد همه معصیت کرده‏اند. و بنابر احتیاط واجب حکم مسلمانی هم که دوازده امامی نیست، همین طور است.

      ٥٤٣ - اگر کسی مشغول کارهای میت‏شود، بر دیگران واجب نیست اقدام نمایند. ولی اگر او عمل را نیمه کاره بگذارد، باید دیگران تمام کنند.

      ٥٤٤ - اگر انسان یقین کند که دیگری مشغول کارهای میت‏شده، واجب نیست به‏کارهای میت اقدام کند. ولی اگر شک یا گمان دارد، باید اقدام نماید.

      ٥٤٥ - اگر کسی بداند غسل یا کفن یا نماز یا دفن میت را باطل انجام داده‏اند،باید دوباره انجام دهد. ولی اگر گمان دارد که باطل بوده یا شک دارد که درست بوده یا نه، لازم نیست اقدام نماید.

      ٥٤٦ - برای غسل و کفن و نماز و دفن میت، باید از ولی او اجازه بگیرند.

      ٥٤٧ - ولی زن که در غسل و کفن و دفن او دخالت می‏کند شوهر اوست، و بعد ازاو، مردهایی که از میت ارث می‏برند مقدم بر زنهای ایشانند، و هر کدام که در ارث بردن مقدم هستند در این امر نیز مقدمند.

      ٥٤٨ - اگر کسی بگوید من وصی یا ولی میتم یا ولی میت به من اجازه داده که غسل و کفن و دفن میت را انجام دهم، چنانچه دیگری نمی‏گوید من ولی یا وصی میتم یا ولی میت به من اجازه داده است، انجام کارهای میت با اوست.

      ٥٤٩ - اگر میت برای غسل و کفن و دفن و نماز خود غیر از ولی، کس دیگری را معین کند، احتیاط واجب آن است که ولی و آن کس هر دو اجازه بدهند، و لازم نیست کسی که میت، او را برای انجام این کارها معین کرده، این وصیت را قبول کند ولی اگر قبول کرد، باید به آن عمل نماید.

      احکام غسل میت

      ٥٥٠ - واجب است میت را سه غسل بدهند: اول: به آبی که با سدر مخلوط باشد.دوم: به آبی که با کافور مخلوط باشد. سوم: با آب خالص.

      ٥٥١ - سدر و کافور باید به اندازه‏ای زیاد نباشد که آب را مضاف کند و به‏اندازه‏ای هم کم نباشد که نگویند سدر و کافور با آب مخلوط شده است.

      ٥٥٢ - اگر سدر و کافور به اندازه‏ای که لازم است پیدا نشود، بنابر احتیاط واجب باید مقداری که به آن دسترسی دارند، در آب بریزند.

      ٥٥٣ - کسی که برای حج احرام بسته است، اگر پیش از تمام کردن سعی بین صفا و مروه بمیرد، نباید او را با آب کافور غسل دهند و به جای آن باید با آب خالص غسلش بدهند، و همچنین اگر در احرام عمره پیش از کوتاه کردن مو،بمیرد.

      ٥٥٤ - اگر سدر و کافور یا یکی از اینها پیدا نشود یا استعمال آن جایز نباشد،مثل آن که غصبی باشد، باید بجای هر کدام که ممکن نیست، میت را با آب خالص غسل بدهند.

      ٥٥٥ - کسی که میت را غسل می‏دهد باید مسلمان دوازده امامی و عاقل باشد و مسایل غسل را هم بداند، و بنابر احتیاط واجب بالغ باشد.

      ٥٥٦ - کسی که میت را غسل می‏دهد، باید قصد قربت داشته باشد، یعنی غسل را برای انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد. و اگر به همین نیت تا آخر غسل سوم باقی باشد، کافی است و تجدید لازم نیست.

      ٥٥٧ - غسل بچه مسلمان اگر چه از زنا باشد، واجب است. و غسل و کفن و دفن کافر و اولاد او جایز نیست. و کسی که از بچگی دیوانه بوده و به حال دیوانگی بالغ شده چنانچه پدر و مادر او یا یکی از آنان مسلمان باشند، باید اورا غسل داد و اگر هیچ کدام آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جایز نیست.

      ٥٥٨ - بچه سقط شده را اگر چهار ماه یا بیشتر دارد، باید غسل بدهند، و اگر چهار ماه ندارد، باید در پارچه‏ای بپیچند و بدون غسل دفن کنند.

      ٥٥٩ - اگر مرد زن را، و زن مرد را غسل بدهد، باطل است. ولی زن می‏تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم می‏تواند زن خود را غسل دهد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که زن شوهر خود، و شوهر زن خود را غسل ندهد.

      ٥٦٠ - مرد می‏تواند دختر بچه‏ای را که سن او از سه سال بیشتر نیست، غسل دهد. زن هم می‏تواند پسر بچه‏ای را که سه سال بیشتر ندارد، غسل دهد.

      ٥٦١ - اگر برای غسل دادن میتی که مرد است مرد پیدا نشود، زنانی که با او نسبت دارند و محرمند مثل مادر و خواهر و عمه و خاله، یا به واسطه شیر خوردن با او محرم شده‏اند، می‏توانند غسلش بدهند. و نیز اگر برای غسل میت زن، زن دیگری نباشد، مردهایی که با او نسبت دارند و محرمند، یا به واسطه شیر خوردن با او محرم شده‏اند، می‏توانند از زیر لباس او را غسل دهند.

      ٥٦٢ - اگر میت و کسی که او را غسل می‏دهد، هر دو مرد یا هر دو زن باشند، جایز است که غیر از عورت، جاهای دیگر میت برهنه باشد، و همین طور اگر محرم باشند.

      ٥٦٣ - نگاه کردن به عورت میت‏حرام است، و کسی که او را غسل می‏دهد اگر نگاه کند معصیت کرده، ولی غسل باطل نمی‏شود.

      ٥٦٤ - اگر جایی از بدن میت نجس باشد، باید پیش از آنکه آنجا را غسل بدهند، آب بکشند. و احتیاط مستحب آن است که تمام بدن میت، پیش از شروع به غسل پاک باشد.

      ٥٦٥ - غسل میت مثل غسل جنابت است و احتیاط واجب آن است که تا غسل ترتیبی ممکن است، میت را غسل ارتماسی ندهند. و احتیاط مستحب آن است که در غسل ترتیبی هر یک از سه قسمت بدن را در آب فرو نبرند بلکه آب را روی آن بریزند.

      ٥٦٦ - کسی را که در حال حیض یا در حال جنابت مرده، لازم نیست غسل حیض یا غسل جنابت بدهند، بلکه همان غسل میت برای او کافی است.

      ٥٦٧ - جایز نیست که برای غسل دادن میت مزد بگیرند، ولی مزد گرفتن برای کارهای مقدماتی غسل حرام نیست.

      ٥٦٨ - اگر آب پیدا نشود، یا استعمال آن مانعی داشته باشد، باید عوض هر غسل، میت را یک تیمم بدهند.

      ٥٦٩ - کسی که میت را تیمم می‏دهد، می‏تواند در صورت امکان دست میت را به زمین بزند و به صورت و پشت دستهایش بکشد. و اگر به این صورت ممکن باشد، لازم نیست به دست زنده هم او را تیمم داد، اگر چه احتیاط استحبابی جمع است.

      احکام کفن میت


      ٥٧٠ - میت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لنگ و پیراهن و سرتاسری می‏گویند، کفن نمایند.

      ٥٧١ - لنگ باید از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند، و بهتر آن است که از سینه تا روی پا برسد. و بنابر احتیاط واجب پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق پا تمام بدن را بپوشاند، و درازای سرتاسری باید به‏قدری باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد، و پهنای آن باید به اندازه‏ای باشد که یک طرف آن روی طرف دیگر بیاید.

      ٥٧٢ - مقداری از لنگ، که از ناف تا زانو را می‏پوشاند و مقداری از پیراهن که از شانه تا نصف ساق را می‏پوشاند، مقدار واجب کفن است. و آنچه بیشتر از این مقدار در مساله قبل گفته شد، مقدار مستحب کفن می‏باشد.

      ٥٧٣ - اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را،که در مساله قبل گفته شد از سهم آنان بردارند، اشکال ندارد. و احتیاط واجب آن است که بیشتر از مقدار واجب کفن و همچنین مقداری را که احتیاطا لازم است، از سهم وارثی که بالغ نشده، برندارند.

      ٥٧٤ - اگر کسی وصیت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را که در دو مساله قبل گفته شد، از ثلث مال او بردارند، یا وصیت کرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند، ولی مصرف آن را معین نکرده باشد، یا فقط مصرف مقداری از آن را معین کرده باشد، می‏توانند مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند.

      ٥٧٥ - اگر میت وصیت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند، می‏توانند به طور متعارف که لایق شان میت می‏باشد، کفن و چیزهای دیگری را که از واجبات دفن است از اصل مال بردارند.

      ٥٧٦ - کفن زن بر شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد. و همچنین اگر زن را به شرحی که در کتاب طلاق گفته می‏شود، طلاق رجعی بدهند و پیش از تمام شدن عده بمیرد، شوهرش باید کفن او را بدهد. و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد، ولی شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.

      ٥٧٧ - کفن میت بر خویشان او واجب نیست، اگر چه مخارج او در حال زندگی برآنان واجب باشد.

      ٥٧٨ - احتیاط واجب آن است که هر یک از سه پارچه کفن به قدری نازک نباشد که بدن میت از زیر آن پیدا باشد.


      ٥٧٩ - کفن کردن با چیز غصبی، اگر چیز دیگری هم پیدا نشود، جایز نیست. و چنانچه کفن میت غصبی باشد و صاحب آن راضی نباشد، باید از تنش بیرون آورند، اگر چه او را دفن کرده باشند. و همچنین جایز نیست با پوست مردار او را کفن کنند.

      ٥٨٠ - کفن کردن میت با چیز نجس و با پارچه ابریشمی خالص جایز نیست،ولی در حال ناچاری اشکال ندارد. و احتیاط واجب آن است که با پارچه طلاباف هم میت را کفن نکنند، مگر در حال ناچاری.

      ٥٨١ - کفن کردن با پارچه‏ای که از پشم یا موی حیوان حرام گوشت تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست. ولی اگر پوست‏حیوان حلال گوشت را طوری درست کنند که به آن جامه گفته شود، می‏شود با آن میت را کفن کنند. و همچنین اگر کفن از مو و پشم حیوان حلال گوشت باشد اشکال ندارد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که بااین دو هم کفن ننمایند.

      ٥٨٢ - اگر کفن میت به نجاست‏خود او، یا به نجاست دیگری نجس شود، چنانچه کفن ضایع نمی‏شود، باید مقدار نجس را بشویند یا ببرند. ولی اگر در قبر گذاشته باشند، بهتر است که ببرند. بلکه اگر بیرون آوردن میت اهانت به او باشد،بریدن واجب می‏شود. و اگر شستن یا بریدن آن ممکن نیست، در صورتی که عوض کردن آن ممکن باشد، باید عوض نمایند.

      ٥٨٣ - کسی که برای حج‏یا عمره احرام بسته، اگر بمیرد باید مثل دیگران کفن شود،و پوشاندن سر و صورتش اشکال ندارد.

      ٥٨٤ - مستحب است انسان در حال سلامتی، کفن و سدر و کافور خود را تهیه کند.

      احکام حنوط

      ٥٨٥ - بعد از غسل واجب است میت را حنوط کنند، یعنی به پیشانی و کف دستها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهای او کافور بمالند. و مستحب است به سر بینی میت هم کافور بمالند، و باید کافور ساییده و تازه باشد. و اگر به واسطه کهنه بودن، عطر او از بین رفته باشد، کافی نیست.

      ٥٨٦ - در حنوط میت، مراعات ترتیب بین اعضای سجود لازم نیست. اگر چه مستحب است اول کافور را به پیشانی میت بمالند.

      ٥٨٧ - بهتر آن است که میت را پیش از کفن کردن، حنوط نمایند. اگر چه در بین کفن کردن و بعد از آن هم، مانعی ندارد.

      ٥٨٨ - کسی که برای حج احرام بسته است، اگر پیش از تمام کردن سعی بین صفا و مروه بمیرد، حنوط کردن او جایز نیست. و نیز اگر در احرام عمره پیش ازآنکه موی خود را کوتاه کند بمیرد، نباید او را حنوط کنند.

      ٥٨٩ - زنی که شوهر او مرده و هنوز عده‏اش تمام نشده، اگر چه حرام است‏خود را خوشبو کند، ولی چنانچه بمیرد، حنوط او واجب است.

      ٥٩٠ - مکروه است میت را با مشک و عنبر و عود و عطرهای دیگر خوشبو کنند،یا برای حنوط اینها را با کافور مخلوط نمایند.

      ٥٩١ - مستحب است، قدری تربت‏حضرت سیدالشهدا علیه‏السلام با کافور مخلوط کنند. ولی باید از آن کافور به جاهایی که بی‏احترامی می‏شود، نرسانند. و نیز باید تربت به قدری زیاد نباشد، که وقتی با کافور مخلوط شد آن را کافور نگویند.

      ٥٩٢ - اگر کافور به اندازه غسل و حنوط نباشد، بنابر احتیاط واجب غسل را مقدم دارند. و اگر برای هفت عضو نرسد، بنابر احتیاط واجب پیشانی را مقدم دارند.

      ٥٩٣ - مستحب است دو چوب تر و تازه در قبر همراه میت بگذارند.

      احکام نماز میت

      ٥٩٤ - نماز خواندن بر میت مسلمان، اگر چه بچه باشد، واجب است. ولی باید پدر و مادر آن بچه یا یکی از آنان مسلمان باشند و شش سال بچه تمام شده باشد.

      ٥٩٥ - نماز میت باید بعد از غسل و حنوط و کفن کردن او خوانده شود. و اگرپیش از اینها یا در بین اینها بخوانند، اگر چه از روی فراموشی یا ندانستن مساله باشد، کافی نیست.

      ٥٩٦ - کسی که می‏خواهد نماز میت بخواند، لازم نیست با وضو یا غسل یا تیمم باشدو بدن و لباسش پاک باشد. و اگر لباس او غصبی هم باشد، اشکال ندارد. اگر چه احتیاط مستحب آن است که تمام چیزهایی را که در نمازهای دیگر لازم است رعایت کند.

      ٥٩٧ - کسی که به میت نماز می‏خواند، باید رو به قبله باشد و نیز واجب است میت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طوری که سر او به طرف راست نمازگزار و پای او بطرف چپ نمازگزار باشد.

      ٥٩٨ - مکان نمازگزار باید از جای میت پست‏یا بلندتر نباشد. ولی پستی و بلندی مختصر اشکال ندارد.

      ٥٩٩ - نمازگزار باید از میت دور نباشد. ولی کسی که نماز میت را به جماعت می‏خواند، اگر از میت دور باشد، چنانچه صفها به یکدیگر متصل باشد، اشکال ندارد.

      ٦٠٠ - نمازگزار باید مقابل میت بایستد. ولی اگر نماز به جماعت‏خوانده شود و صف جماعت از دو طرف میت بگذرد، نماز کسانی که مقابل میت نیستند، اشکال ندارد.

      ٦٠١ - بین میت و نمازگزار باید پرده و دیوار یا چیزی مانند اینها نباشد ولی اگر میت در تابوت و مانند آن باشد، اشکال ندارد.

      ٦٠٢ - در وقت‏خواندن نماز، باید عورت میت پوشیده باشد و اگر کفن کردن او ممکن نیست، باید عورتش را اگر چه با تخته و آجر و مانند اینها باشد بپوشانند.

      ٦٠٣ - نماز میت را باید ایستاده و با قصد قربت بخواند. و در موقع نیت، میت را معین کند، مثلا نیت کند نماز می‏خوانم بر این میت قربه الی الله.

      ٦٠٤ - اگر کسی نباشد که بتواند نماز میت را ایستاده بخواند، می‏شود نشسته بر او نماز خواند.

      ٦٠٥ - اگر میت وصیت کرده باشد که شخص معینی بر او نماز بخواند، احتیاط واجب آن است که آن شخص از ولی میت اجازه بگیرد و بر ولی هم بنابر احتیاط واجب، واجب است که اجازه بدهد.

      ٦٠٦ - مکروه است بر میت چند مرتبه نماز بخوانند، ولی اگر میت اهل علم و تقوی باشد مکروه نیست.

      ٦٠٧ - اگر میت را عمدا یا از روی فراموشی یا به جهت عذری بدون نماز دفن کنند،یا بعد از دفن معلوم شود، نمازی که بر او خوانده شده باطل بوده است، تا وقتی جسد او از هم نپاشیده، واجب است با شرطهایی که برای نماز میت گفته شد به قبرش نماز بخوانند.

      ٦٠٨ - نماز میت پنج تکبیر دارد و اگر نماز گزار پنج تکبیر به این ترتیب بگوید کافی است: بعد از نیت و گفتن تکبیر اول بگوید: "اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله". و بعد از تکبیر دوم بگوید: "اللهم صل علی محمد و آل محمد". و بعد از تکبیر سوم بگوید: "اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات". و بعد از تکبیر چهارم اگر میت مرد است بگوید: "اللهم اغفر لهذا المیت" و اگر زن است بگوید: "اللهم اغفر لهذه المیت" و بعد تکبیر پنجم را بگوید. و بهتر است بعد از تکبیر اول بگوید: "اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ارسله بالحق بشیرا و نذیرا بین یدی الساعه". و بعد از تکبیر دوم بگوید: "اللهم صل علی محمد و آل محمد و بارک علی محمد و آل محمد و ارحم محمدا و آل محمد کافضل ما صلیت و بارکت و ترحمت و المرسلین و الشهداء و الصدیقین و جمیع عباد الله الصالحین". و بعد از تکبیر سوم بگوید: "اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم و الاموات تابع بیننا و بینهم بالخیرات انک مجیب الدعوات انک علی کل شی‏ء قدیر". و بعد از تکبیر چهارم اگر میت مرد است بگوید: "اللهم ان هذا عبدک و ابن عبدک و ابن امتک نزل بک و انت‏خیر منزول به اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا و انت اعلم به منا اللهم ان کان محسنا فزد فی احسانه و ان کان مسیئا فتجاوز عنه و اغفر له اللهم اجعله عندک فی اعلی علیین و اخلف علی اهله فی الغابرین و ارحمه برحمتک یا ارحم الراحمین". و بعد تکبیر پنجم را بگوید. ولی اگر میت زن است بعد از تکبیر چهارم بگوید: "اللهم ان هذه امتک و ابنه عبدک و ابنه امتک نزلت بک و انت‏خیر منزول به اللهم انا لا نعلم منها الا خیرا و انت اعلم بها منا اللهم ان کانت محسنه فزد فی احسانها و ان کانت مسیئه فتجاوز عنها و اغفر لها اللهم اجعلها عندک فی اعلی علیین و اخلف علی اهلها فی الغابرین و ارحمها برحمتک یا ارحم الراحمین".

      ٦٠٩ - باید تکبیرها و دعاها را طوری پشت‏سر هم بخواند که نماز از صورت خود خارج نشود.

      ٦١٠ - کسی که نماز میت را به جماعت می‏خواند، باید تکبیرها و دعاهای آن را هم بخواند.

      مستحبات نماز میت

      ٦١١ - چند چیز در نماز میت مستحب است: اول: کسی که نماز میت می‏خواند با وضو یا غسل یا تیمم باشد. و احتیاط مستحب آن است در صورتی تیمم کند که وضو و غسل ممکن نباشد، یا بترسد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند به نماز میت نرسد. دوم: اگر میت مرد است امام جماعت‏یا کسی که فرادی به او نماز می‏خواند مقابل وسط قامت او بایستد، و اگر میت زن است مقابل سینه‏اش بایستد. سوم: پابرهنه نماز بخواند. چهارم: در هر تکبیر دستها را بلند کند. پنجم: فاصله او با میت به قدری کم باشد که اگر باد لباسش را حرکت دهد به جنازه برسد. ششم: نماز میت را به جماعت بخواند. هفتم: امام جماعت تکبیر و دعاها را بلند بخواند و کسانی که با او نماز می‏خوانند، آهسته بخوانند. هشتم: در جماعت اگر چه ماموم یک نفر باشد، عقب امام بایستد. نهم نمازگزار به میت و مؤمنین زیاد دعا کند. دهم:پیش از نماز سه مرتبه بگوید: الصلاه. یازدهم: نماز را در جایی بخوانند که مردم برای نماز میت بیشتر به آنجا می‏روند. دوازدهم: زن حائض اگر نماز میت را به جماعت می‏خواند، در صفی تنها بایستد.

      ٦١٢ - خواندن نماز میت در مساجد مکروه است ولی در مسجد الحرام مکروه نیست.

      احکام کفن

      ٦١٣ - واجب است میت را طوری در زمین دفن کنند که بوی او بیرون نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند. و در صورتی که ترس درنده و نزدیک شدن انسانی که از بوی میت اذیت‏شود در بین نباشد، اقوی کفایت تنها عنوان دفن در زمین است، اگر چه احتیاط مستحب آن است که گودی قبر به همان اندازه مذکور در بالا باشد. و اگر ترس آن باشد که جانور، بدن او را بیرون آورد،باید قبر را با آجر و مانند آن محکم کنند.

      ٦١٤ - اگر دفن میت در زمین ممکن نباشد، می‏توانند به جای دفن او را در بنایا تابوت بگذارند.

      ٦١٥ - میت را باید در قبر به پهلوی راست طوری بخوابانند که جلوی بدن او رو به قبله باشد.

      ٦١٦ - اگر کسی در کشتی بمیرد، چنانچه جسد او فاسد نمی‏شود و بودن او در کشتی مانعی ندارد، باید صبر کنند تا به خشکی برسند و او را در زمین دفن کنند، و گرنه باید در کشتی غسلش بدهند و حنوط و کفن کنند و پس از خواندن نماز میت چیز سنگینی به پایش ببندند و به دریا بیندازند، یا او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دریا بیندازند. و اگر ممکن است باید او را در جایی بیندازند که فورا طعمه حیوانات نشود.

      ٦١٧ - اگر بترسند که دشمن قبر میت را بشکافد و بدن او را بیرون آورد و گوش یا بینی یا اعضای دیگر او را ببرد، چنانچه ممکن باشد باید به طوری که در مساله پیش گفته شد، او را به دریا بیندازند.

      ٦١٨ - مخارج انداختن در دریا و مخارج محکم کردن قبر میت را در صورتی که لازم باشد باید از اصل مال میت بردارند.

      ٦١٩ - اگر زن کافره بمیرد و بچه در شکم او مرده باشد، چنانچه پدر بچه مسلمان باشد، باید زن را در قبر به پهلوی چپ پشت به قبله بخوابانند که روی بچه به طرف قبله باشد. بلکه اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد، بنابر احتیاط واجب باید به همین دستور عمل کنند.

      ٦٢٠ - دفن مسلمان در قبرستان کفار و دفن کافر در قبرستان مسلمانان جایز نیست.

      ٦٢١ - دفن مسلمان در جایی که بی‏احترامی به او باشد، مانند جایی که خاکروبه و کثافت می‏ریزند، جایز نیست.

      ٦٢٢ - میت را نباید در جای غصبی دفن کنند، و دفن کردن در جایی که برای غیر دفن کردن وقف شده و در مسجد اگر ضرر به مسلمانان باشد یا مزاحم نمازشان باشد جایز نیست، بلکه اقوی آن است که اصلا در مسجد دفن نکنند. و در زمینی که مثل مسجد برای غیر دفن کردن وقف شده، جایز نیست.

      ٦٢٣ - دفن میت در قبر مرده دیگر، اگر موجب نبش شود، جایز نیست.

      ٦٢٤ - چیزی که از میت جدا می‏شود، اگر چه مو و ناخن و دندانش باشد، بایدبا او دفن شود. و اگر موجب نبش شود، احتیاط آن است که جدا دفن شود. و دفن ناخن و دندانی که در حال زندگی از انسان جدا می‏شود، مستحب است.

      ٦٢٥ - اگر کسی در چاه بمیرد و بیرون آوردنش ممکن نباشد، باید در چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند. و در صورتی که چاه، مال غیر باشد،باید به نحوی او را راضی کنند.

      ٦٢٦ - اگر بچه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم برای مادر خطر داشته باشد،باید به آسانترین راه او را بیرون آورند. و چنانچه ناچار شوند که او را قطعه قطعه کنند، اشکال ندارد. ولی باید به وسیله شوهرش اگر اهل فن است‏یا زنی که اهل‏فن باشد او را بیرون بیاورند. و اگر ممکن نیست، مرد محرمی که اهل فن باشد. و اگرآن هم ممکن نشود، مرد نامحرمی که اهل فن باشد بچه را بیرون بیاورد. و در صورتی که آن هم پیدا نشود، کسی که اهل فن نباشد می‏تواند بچه را بیرون آورد.

      ٦٢٧ - هرگاه مادر بمیرد و بچه در شکمش زنده باشد، اگر چه امید زنده ماندن طفل را نداشته باشند، باید به وسیله کسانی که در مساله پیش گفته شد ازهر طرفی که بچه سالم بیرون می‏آید، بچه را بیرون آورند و دوباره بدوزند. ولی اگر بین پهلوی چپ و راست در سالم بودن بچه فرقی نباشد، احتیاط واجب آن است که از پهلوی چپ بیرون آورند.

      مستحبات دفن

      ٦٢٨ - خوب است به امید آنکه مطلوب پروردگار باشد قبر را به اندازه قد انسان متوسط گود کنند و میت را در نزدیکترین قبرستان دفن نمایند مگر آنکه قبرستان دورتر از جهتی بهتر باشد مثل آنکه مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند یا مردم برای فاتحه اهل قبور بیشتر به آنجا می‏روند و نیز جنازه را در چند ذرعی قبر زمین بگذارند و تا سه مرتبه کم کم نزدیک ببرند و در هر مرتبه زمین بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر کنند و اگر میت مرد است در دفعه سوم طوری زمین بگذارند که سر او طرف پایین قبر باشد و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نمایند و اگر زن است در دفعه سوم طرف قبله قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر کنند و در موقع وارد کردن پارچه‏ای روی قبر بگیرند و نیز جنازه را به آرامی از تابوت بگیرند و وارد قبر کنند و دعاهایی که دستور داده شده پیش از دفن و موقع دفن بخوانند و بعد از آنکه میت را در لحد گذاشتند گره‏های کفن را باز کنند و صورت میت را روی خاک بگذارند و بالشی از خاک زیر سر او بسازند و پشت میت‏خشت‏خام یا کلوخی بگذارند که میت به پشت برنگردد و پیش از آنکه لحد را بپوشانند دست راست را به شانه راست میت بزنند و دست چپ را به قوت بر شانه چپ میت بگذارند و دهان را نزد یک گوش او ببرند و به شدت حرکت دهند و سه مرتبه بگویند : "اسمع افهم یا فلان بن فلان". و بجای فلان، اسم میت و پدرش را بگویند. مثلا اگر اسم او محمد و اسم پدرش علی است، سه مرتبه بگویند: "اسمع افهم یا محمد بن علی". پس از آن بگویند: "هل انت علی العهد الذی فارقتنا علیه من شهاده ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمدا صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و سید النبیین و خاتم المرسلین و ان علیا امیر المؤمنین و سید الوصیین و امام افترض الله طاعته علی العالمین و ان الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و القائم الحجه المهدی صلوات الله علیهم ائمه المؤمنین و حجج الله علی الخلق اجمعین و ائمتک ائمه هدی بک ابرار یا فلان بن فلان" و بجای فلان بن فلان اسم میت و پدرش را بگوید. و بعد بگوید: "اذا اتاک الملکان المقربان رسولین من عند الله تبارک و تعالی و سالاک عن ربک و عن نبیک و عن دینک و عن کتابک و عن قبلتک و عن ائمتک فلا تخف و لا تحزن و قل فی جوابهما الله ربی و محمد صلی الله علیه و آله نبیی و الاسلام دینی و القرآن کتابی و الکعبه قبلتی و امیر المؤمنین علی بن ابی طالب امامی و الحسن بن علی المجتبی امامی و الحسین بن علی الشهید بکربلا امامی و علی زین العابدین امامی و محمد الباقر امامی و جعفر الصادق امامی و موسی الکاظم امامی و علی الرضا امامی و محمد الجواد امامی و علی الهادی امامی و الحسن العسکری امامی و الحجه المنتظر امامی هؤلاء صلوات الله علیهم اجمعین ائمتی و سادتی و قادتی و شفعائی بهم اتولی و من اعدائهم اتبرا فی الدنیا و الاخره ثم اعلم یا فلان بن فلان" بجای فلان بن فلان اسم میت و پدرش را بگوید. بعد بگوید: "ان الله تبارک و تعالی نعم الرب و ان محمد صلی الله علیه و آله نعم الرسول و ان علی بن ابی طالب و اولاده المعصومین الائمه الاثنی عشر نعم الائمه و ان ما جاء به محمد صلی الله علیه و آله حق و ان الموت حق و سؤال منکر و نکیر فی القبر حق و البعث‏حق و النشور حق و الصراط حق و المیزان حق و تطایر الکتب حق و ان الجنه حق و النار حق و ان الساعه آتیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور" پس بگوید: "ا فهمت‏یا فلان" و بجای فلان اسم میت را بگوید.پس از آن بگوید: "ثبتک الله بالقول الثابت و هداک الله الی صراط مستقیم عرف الله بینک و بین اولیائک فی مستقر من رحمته" پس بگوید: "اللهم جاف الارض عن جنبیه و اصعد بروحه الیک و لقه منک برهانا اللهم عفوک عفوک".

      ٦٢٩ - خوب است به امید اینکه مطلوب پروردگار است کسی که میت را در قبر می‏گذارد با طهارت و سر برهنه و پا برهنه باشد، و از طرف پای میت از قبر بیرون بیاید، و غیر از خویشان میت کسانی که حاضرند با پشت دست‏خاک بر قبر بریزند و بگویند: "انا لله و انا الیه راجعون". اگر میت زن است کسی که با او محرم می‏باشد او را در قبر بگذارد، و اگر محرمی نباشد خویشانش او را در قبر بگذارند.

      ٦٣٠ - خوب است به امید این که مطلوب پروردگار است، قبر را مربع یا مربع مستطیل بسازند و به اندازه چهار انگشت از زمین بلند کنند و نشانه‏ای روی آن بگذارند که اشتباه نشود و روی قبر آب بپاشند. و بعد از پاشیدن آب کسانی که حاضرند، دستها را بر قبر بگذارند و انگشتها را باز کرده در خاک فرو برند و هفت مرتبه سوره مبارکه "انا انزلناه" بخوانند و برای میت طلب آمرزش کنند و این دعا را بخوانند: "اللهم جاف الارض عن جنبیه و اصعد الیک روحه و لقه منک رضوانا و اسکن قبره من رحمتک ما تغنیه به عن رحمه من سواک".

      ٦٣١ - پس از رفتن کسانی که تشییع جنازه کرده‏اند، مستحب است ولی میت‏یا کسی که از طرف ولی اجازه دارد، دعاهایی را که دستور داده شده به میت تلقین کند.

      ٦٣٢ - بعد از دفن مستحب است صاحبان عزا را سر سلامتی دهند. ولی اگر مدتی گذشته است که به واسطه سر سلامتی دادن مصیبت‏یادشان می‏آید، ترک آن بهتر است. و نیز مستحب است تا سه روز برای اهل خانه میت غذا بفرستند، و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مکروه است.

      ٦٣٣ - مستحب است انسان در مرگ خویشان مخصوصا در مرگ فرزند صبر کند و هر وقت میت را یاد می‏کند "انا لله و انا الیه راجعون" بگوید. و برای میت قرآن بخواند، و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محکم بسازد که زود خراب نشود.

      ٦٣٤ - جایز نیست انسان در مرگ کسی صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند.

      ٦٣٥ - پاره کردن یقه در مرگ غیر پدر و برادر جایز نیست.

      ٦٣٦ - اگر مرد در مرگ زن یا فرزند، یقه یا لباس خود را پاره کند، یا اگر زن در عزای میت صورت خود را بخراشد، به طوری که خون بیاید یا موی خود را بکند، باید یک بنده آزاد کند یا ده فقیر را طعام دهد و یا آنها را بپوشاند. و اگر نتواند، باید سه روز روزه بگیرد. بلکه اگر خون هم نیاید، بنابر احتیاط واجب به این دستور عمل نماید.

      ٦٣٧ - احتیاط واجب آن است که در گریه بر میت، صدا را خیلی بلند نکنند.

      نماز وحشت

      ٦٣٨ - مستحب است در شب اول قبر دو رکعت نماز وحشت برای میت بخوانند. و دستور آن این است که در رکعت اول بعد از حمد، یک مرتبه آیه‏الکرسی و در رکعت دوم بعد از حمد، ده مرتبه سوره "انا انزلناه" بخوانند، و بعداز سلام نماز بگویند: "اللهم صل علی محمد و آل محمد و ابعث ثوابها الی قبر فلان" و به جای کلمه فلان، اسم میت را بگویند.

      ٦٣٩ - نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر می‏شود خواند، ولی بهتر است در اول شب بعداز نماز عشا خوانده شود.

      ٦٤٠ - اگر بخواهند میت را به شهر دوری ببرند، یا به جهت دیگر دفن او تاخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اول قبر او تاخیر بیندازند.

      نبش قبر

      ٦٤١ - نبش قبر مسلمان یعنی شکافتن قبر او اگر چه طفل یا دیوانه باشد، حرام است. ولی اگر بدنش از بین رفته و خاک شده باشد، اشکال ندارد.

      ٦٤٢ - نبش قبر امامزاده‏ها و شهدا و علما و صلحا اگر چه سالها بر آن گذشته باشد، در صورتی که زیارتگاه باشد، حرام است. بلکه اگر زیارتگاه هم نباشد،بنابر احتیاط واجب نباید آن را نبش کرد.

      ٦٤٣ - شکافتن قبر در چند مورد حرام نیست: اول: آنکه میت در زمین غصبی دفن شده باشد و مالک زمین راضی نشود که در آنجا بماند دوم: آنکه کفن یا چیز دیگری که با میت دفن شده غصبی باشد و صاحب آن راضی نشود که در قبر بماند و همچنین است اگر چیزی از مال خود میت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه راضی نشوند که آن چیز در قبر بماند ولی اگر چیز مختصری از مال او که به ورثه به ارث رسیده مانند انگشتر و نحو آن با او دفن شده باشد در جواز نبش برای در آوردن آن تامل و اشکال است‏خصوصا اگر اجحاف به ورثه نباشد و اگر وصیت کرده باشد که دعا یا قرآن یا انگشتری را با او دفن کنند در صورتی که وصیتش بیشتر از یک سوم مال او نباشد برای بیرون آوردن اینها نمی‏توانند قبر را بشکافند. سوم: آن که میت بی غسل یا بی کفن دفن شده باشد، یا بفهمند غسلش باطل بوده، یا به غیر دستور شرع کفن شده یا در قبر، او را رو به قبله نگذاشته‏اند. چهارم: آنکه برای ثابت‏شدن حقی بخواهند بدن میت را ببیند. پنجم: آنکه میت را در جایی که بی‏احترامی به اوست مثل قبرستان کفار یا جایی که کثافت و خاکروبه می‏ریزند، دفن کرده باشند. ششم: آنکه برای یک مطلب شرعی که اهمیت آن از شکافتن قبر بیشتر است قبر را بشکافند مثلا بخواهند بچه زنده را از شکم زن حامله‏ای که دفنش کرده‏اند بیرون آورند. هفتم: آنکه بترسند درنده‏ای بدن میت را پاره کند یا سیل او را ببرد یا دشمن بیرون آورد. هشتم: آنکه قسمتی از بدن میت را که با او دفن نشده بخواهند دفن کنند. ولی احتیاط واجب آن است که آن قسمت از بدن را طوری در قبر بگذارند که بدن میت دیده نشود.

      احکام اموات‏

      س 245 : در زمان حاضر افرادی (مزد بگیر یا موظف از طرف سازمان مربوط به نظارت بر امور اموات) مس ؤولیت کفن و دفن اموات اعم از زن و مرد را به عهده دارند. آیا با توجه به این که این افراد از محارم میّت نیستند، دفن اموات به وسیله آنها اشکال دارد؟ ج: همجنس بودن با میّت فقط در غسل دادن او شرط است و در صورتی که غسل دادن میّت بوسیله همجنس او امکان دارد، غسل دادن به وسیله غیر همجنس صحیح نیست و غسل میّت باطل است. ولی در تکفین و دفن همجنس بودن شرط نیست.

      س 246 : امروزه در روستاها متعارف است که اموات را در منزل مسکونی غسل می‏دهند. گاهی میّت وصی نداشته و چند فرزند صغیر دارد. نظر مبارک راجع به این موارد چیست؟ ج: تصرفات مورد نیاز برای تجهیز میّت از قبیل غسل و کفن و دفن، به مقدار متعارف، متوقف بر اذن ولی صغیر نیست و اشکال از جهت وجود فرزندان صغیر ایجاد نمی‏شود.

      س 247 : شخصی بر اثر تصادف یا سقوط از ارتفاع فوت کرده است، و جسد او خونریزی دارد، آیا باید منتظر ماند تا خون خود به خود یا با وسایل پزشکی بند بیاید؟ یا این که با وجود خونریزی جایز است اقدام به دفن او نمایند؟ ج: تطهیر بدن میّت قبل از غسل در صورت امکان واجب است، و اگر انتظار برای توقف خونریزی یا منع آن ممکن باشد، واجب است.

      س 248 : استخوان مرده‏ای که حدود چهل یا پنجاه سال از دفن آن می‏گذرد و مقبره او از بین رفته و تبدیل به میدان عمومی گردیده است، در اثر کندن نهری در آن میدان ظاهر شده است. آیا لمس کردن استخوان‏ها برای دیدن آنها اشکال دارد؟ آیا استخوانها نجس هستند؟ ج: استخوان میّت مسلمانی که غسل داده شده است، نجس نیست ولی دفن مجدّد آن زیر خاک واجب است.

      س 249 : آیا برای انسان جایز است پدر یا مادر و یا یکی از بستگان خود را در کفنی که برای خودش خریده است، کفن کند؟ ج: اشکال ندارد.

      س 250 : یک تیم پزشکی برای انجام آزمایشات و تحقیقات پزشکی احتیاج دارند که قلب و بعضی از اعضای مرده را از جسد او جدا سازند و بعد از گذشت یک روز از انجام آزمایشات و مطالعات، اقدام به دفن آن کنند. امیدواریم لطف نموده به سؤالات زیر پاسخ فرمایید: 1- آیا با توجه به این که امواتی که این آزمایشات بر روی آنها اعمال می‏شود از مسلمانان هستند، اقدام به این کار برای ما جایز است؟ 2- آیا دفن قلب و بعضی از اعضا جسد جدای از بدن میّت جایز است؟ 3- آیا با توجه به این که دفن جداگانه قلب و بعضی از اعضا مشکلات فراوانی برای ما ایجاد می‏کند، دفن آن اعضاء با بدن میّت دیگر جایز است یا خیر؟ ج: در صورتی که نجات نفس محترمه یا دستیابی به تجارب علوم پزشکی که جامعه به آن محتاج است و یا شناسا یی بیماری که حیات مردم را تهدید می‏کند، متوقف بر تشریح باشد، تشریح جسد میّت به طور مطلق جایز است. هر چند احوط این است که برای این منظور از بدن میّت مسلمان استفاده نشود. حکم شرعی اعضایی که از جسد مسلمان جدا شده‏اند این است که با بدن دفن شوند. و اگر دفن با بدن مشکل داشت، دفن جداگانه آنها اشکال ندارد.

      س 251 : اگر شخصی برای خودش کفنی بخرد و همیشه در وقت نمازهای واجب یا مستحب یا هنگام قرائت قرآن کریم، آن را پهن نموده و روی آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان کفن استفاده کند. آیا این عمل جایز است؟ آیا از نظر اسلام صحیح است انسان کفنی را برای خود بخرد و بر آن آیات قرآنی بنویسد و از آن فقط هنگام تکفین استفاده نماید؟ ج: اشکال در آنچه ذکر شد وجود ندارد.

      س 252 : اخیرا جنازه زنی در یک قبر قدیمی که تاریخ آن به حدود هفتصد سال پیش بر می‏گردد، کشف شده است. این جنازه مشتمل بر اسکلت استخوانی عظیم کامل و سالمی است که بر جمجمه آن مقداری مو وجود دارد. به استناد گفته‏های باستان شناسانی که آن را کشف کرده‏اند، جنازه متعلق به یک زن مسلمان است. آیا جایز است این اسکلت استخوانی بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبیعی (بعد از بازسازی شکل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازدید قرار داد تا موجب عبرت بازدید کنندگان از موزه علوم طبیعی گردد و یا با نوشتن آیات و احادیث مناسب باعث تذکر و موعظه دیدار کنندگان شود؟ ج: اگر ثابت شود که اسکلت استخوانی متعلق به بدن میّت مسلمانی است. دفن فوری آن واجب است.

      س 253 : گورستانی در روستا یی وجود دارد که ملک خاص کسی نیست و وقف هم نشده است آیا جایز است اهالی این روستا از دفن اموات شهر یا روستاهای دیگر یا میتی که وصیت کرده است در آن قبرستان دفن شود، جلوگیری کنند؟ ج: اگر قبرستان عمومی مزبور ملک خاص کسی یا وقف خاص اهالی آن روستا نباشد، نمی‏توانند از دفن اموات دیگران در آن قبرستان جلوگیری کنند و اگر شخصی وصیت کرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصیت عمل شود.

      س 254 : روایاتی وجود دارد دال بر این که پاشیدن آب بر قبور مستحب است، مانند روایاتی که در کتاب «لآلی الاخبار» ذکر شده است، آیا این استحباب مخصوص روز دفن میّت است یا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف «لآلی الاخبار» چنین است؟ نظر جنابعالی در این باره چیست؟ ج: پاشیدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نیز به قصد رجاء اشکال ندارد.

      س 255 : چرا میّت را شب دفن نمی‏کنند؟ آیا دفن میّت در شب حرام است؟ ج: دفن میّت در شب اشکال ندارد.

      س 256 : شخصی بر اثر تصادف ماشین فوت کرده است، پس از غسل و کفن او را به قبرستان آوردند ولی هنگام دفن، متوجه شدند که تابوت و کفن آغشته به خونی است که از او جریان دارد، آیا عوض کردن کفن او در این حالت واجب است؟ ج: اگر شستن آن قسمت از کفن که به خون آغشته شده است، یا بریدن و یا عوض کردن آن امکان داشته باشد، آن کار واجب است، ولی اگر امکان ندارد، دفن میّت به همان صورت جایز است.

      س 257 : اگر سه ماه از دفن آن میّت با کفن آغشته به خون بگذرد، آیا نبش قبر در این حالت جایز است؟ ج: نبش قبر در فرض سؤال جایز نیست.

      س 258 : از حضرتعالی تقاضا می‏کنیم به سه سؤال زیر پاسخ فرمایید : 1- اگر زن حامله‏ای هنگام وضع حمل از دنیا برود، جنین موجود در رحم زن در موارد زیر چه حکمی دارد؟ الف: اگر روح به تازگی در او دمیده شده باشد (سه ماه یا بیشتر)، با توجه به این که احتمال مرگ جنین در صورت خارج کردن آن از رحم مادر بسیار زیاد است؟ ب: اگر عمر جنین هفت ماه یا بیشتر باشد؟ ج: اگر جنین در رحم مادر مرده باشد؟ 2- اگر زن حامله هنگام وضع حمل بمیرد، آیا بررسی کامل مرگ و زندگی جنین بر دیگران واجب است؟ 3- اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت کند و بچه در شکم او زنده بماند و شخصی بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنین دستور دفن مادر با جنین را بدهد، نظر شما در این باره چیست؟ ج: اگر جنین با مرگ مادرش فوت کند، و یا فوت مادر پیش از دمیده شدن روح در جنین باشد خارج کردن آن از شکم مادر واجب نیست بلکه جایز هم نیست. ولی اگر جنین که روح در او دمیده شده و در شکم مادرش از دنیا رفته است، زنده باشد، و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج کردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است سریعا ً او را از شکم مادر خارج کنند، و تا وقتی که موت جنین در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنین جایز نیست و اگر جنین زنده همراه مادرش دفن شد و حتی بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج کردن جنین زنده از شکم مادر نمایند. همچنین اگر حفظ حیات جنین در شکم مادرش متوقف بر دفن نکردن مادر باشد، ظاهر این است که تأخیر دفن مادر واجب است تا جان جنین حفظ شود، و اگر کسی بگوید دفن زن حامله با جنین زنده‏ای که در رحم او وجود دارد جایز است و دیگران به گمان صحت نظر او اقدام به دفن نمایند و این کار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن دیه بر کسی که مباشر دفن بوده، واجب است، مگر این که مرگ جنین مستند به گفته آن شخص باشد که در این صورت دیه بر او واجب است.

      س 259 : شهرداری برای استفاده بهینه از زمین، دستور داده است قبرها به صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا می‏کنیم حکم شرعی آن را بیان فرمایید. ج: جایز است قبور مسلمانان در چندین طبقه ساخته شود بشرطی که این کار سبب نبش قبر و هتک حرمت مسلمان نشود.

      سس 260 : کودکی در چاه سقوط کرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج کردن بدن او است، حکم آن چیست؟ ج: جسد کودک در همان چاه به حال خود رها می‏شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملک شخصی کسی نباشد و یا مالک آن به مسدود کردن آن راضی باشد، تعطیل کردن چاه و بستن آن واجب است.

      س 261 : در منطقه ما مرسوم است که مراسم سینه‏زنی و زنجیرزنی به صورت سنتی آن فقط در عزاداری ائمه اطهار «علیهم السلام» و شهدا و بزرگان دینی برگزار می‏شود. آیا برپایی این مراسم به خاطر در گذشت افرادی از نیروهای بسیج و یا از کسانی که بنحوی به حکومت اسلامی و این ملت مسلمان خدمات کرده‏اند، جایز است؟ ج: در فرض مذکور نفس این عمل اشکال ندارد، ولی انجام چنین کاری خیری به آن میّت نمی‏رساند. بهتر است برای میّت مجلس فاتحه و قرائت قرآن کریم برگزار شود.

      س 262 : شبانه رفتن به قبرستان برای کسی که اعتقاد دارد شبانه به قبرستان رفتن عامل موثری برای تربیت اسلامی است، با توجه به این که رفتن به قبرستان در شب مکروه است، چه حکمی دارد؟ ج: اشکال ندارد.

      س 263 : آیا شرکت در تشیع جنازه و حمل آن برای زنان جایز است؟ ج: اشکال ندارد.

      س 264 : در میان بعضی از عشایر معمول است که هنگام مرگ بعضی از اشخاص، با قرض، اقدام به خرید تعداد زیادی گوسفند می‏کنند (که این کار باعث ضرر فراوانی به آنها می‏شود)، تا همه کسانی را که در مراسم عزاداری شرکت می‏نمایند، اطعام کنند. آیا تحمل این ضررها برای حفظ عادات و رسوم جایز است؟ و حکم شارع مقدس درباره خانواده‏های عزادار و شرکت کنندگان در مراسم عزاداری چیست؟ ج: اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضایت آنها باشد، به هر صورت و به هر مقداری که باشد جایز است. ولی اگر انفاق از اموال میّت صورت بگیرد، بستگی به نحوه وصیت او دارد.

      س 265 : آیا اگر در زمان حاضر، شخصی در منطقه‏ای بر اثر انفجار مین کشته شود، احکام شهید را دارد؟ ج: سقوط تکلیف غسل و کفن شهید از احکام اختصاصی شهیدی است که در میدان جنگ کشته شود.

      س 266 : برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در محورهای شهرهای مرزی رفت و آمد می‏کنند، گاهی با کمین‏ها یی که از طرف بعضی از عناصر ضد انقلاب اسلامی گذاشته می‏شود، مواجه می‏شوند که گاهی منجر به شهادت آنان می‏گردد. آیا غسل یا تیمم این شهدای عزیز واجب است یا این که آنجا میدان جنگ محسوب می‏شود؟ ج: اگر آن محورها و منطقه مزبور میدان جنگ بین گروه حق و گروه باطل و یاغی باشد، افرادی که از گروه حق در آنجا به شهادت می‏رسند، حکم شهید را دارند.

      س 267 : آیا کسی که واجد شرایط امامت در نماز جماعت نیست، جایز است امامت نماز میّت بر جنازه یکی از م ؤمنین را عهده‏دار شود؟ ج: بعید نیست که شرایط معتبر در جماعت و امامت جماعت در سایر نمازها در نماز میّت شرط نباشد، هر چند احوط این است که آن شرا یط در نماز میّت هم رعایت شود.

      س 268 : آیا اگر م ؤمنی در جا یی از جهان در راه اجرای احکام اسلامی و یا در تظاهرات یا در راه اجرای فقه جعفری کشته شود، شهید محسوب می‏شود؟ ج: چنین شهیدی اجر و ثواب شهید را دارد ولی احکام تجهیز شهید اختصاص به کسی دارد که در میدان جنگ، هنگام درگیری و در معرکه نبرد به شهادت رسیده باشد.

      س 269 : اگر مسلمانی بر اساس قانون و ت أیید قوه قضائیه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شود، و حکم اعدام درباره او اجرا گردد: 1- آیا نماز میّت بر او خوانده می‏شود؟ 2- شرکت در مجلس عزا و قرائت قرآن کریم و مصیبت خوانی برای اهل بیت «علیهم‏السلام» که برای او برگزار می‏شود، چه حکمی دارد؟ ج: مسلمانی که حکم اعدام درباره او اجرا گردیده است، حکم سایر مسلمانان را دارد و همه احکام و آداب اسلامی میّت در مورد او هم جاری است.

      س 270 : آیا مسّ کردن استخوانی که همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ میّت می‏شود؟ ج: دست زدن به عضوی که از بدن شخص زنده جدا شده است غسل ندارد.

      س 271 : آیا شخص مسلمان را باید هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟ ج: شایسته است که شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به طوری که کف پای او به جانب قبله باشد. بسیاری از فقهاء این عمل را برخود محتضر - در صورتی که قادر باشد - و بر دیگران، واجب دانسته‏اند و احتیاط در انجام آن ترک نشود.

      س 272 : اگر هنگام کشیدن دندان مقداری از بافت‏های لثه هم همراه آن کنده شود، آیا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ میّت می‏شود؟ ج: اگر گوشت مختصری از لثه همراه آن کنده شود، مس آن موجب غسل مس میت نیست.

      س 273 : آیا بر شهید مسلمانی که با لباسش دفن شده است، احکام مسّ میّت مترتب‏است؟ ج: با مسّ شهیدی که تغسیل و تکفین در حق او ساقط است، غسل مسّ میّت واجب نمی‏شود.

      س 274 : اینجانب دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه هستم. گاهی هنگام تشریح مجبور به مسّ جسد کسانیکه از دنیا رفته‏اند می‏شویم و نمی‏دانیم که آن اموات مسلمان هستند یا خیر؟ و غسل داده شده‏اند، یا خیر؟ ولی مسئولین می‏گویند این اجساد غسل داده شده‏اند. با توجه به این مطالب امیدواریم وظیفه ما نسبت به نماز و غیر آن را بعد از مسّ آن اجساد بیان فرما یید، و آیا بر اساس آنچه ذکر شد، غسل بر ما واجب می‏شود یا خیر؟ ج: اگر اصل غسل میّت احراز نشود و شما در آن شک داشته باشید، با مسّ جسد یا اجزاء آن، غسل مسّ میّت بر شما واجب می‏شود و نماز بدون غسل مسّ میّت صحیح نیست. ولی اگر اصل غسل میّت احراز شود با مسّ جسد یا بعضی از اجزای آن، غسل مسّ میّت واجب نمی‏شود حتی اگر در صحت غسل آن میّت شک داشته باشید.

      س 275 : شهیدی که نام و نشانی او معلوم نیست با تعدادی از اطفال در یک قبر دفن شده است. بعد از مدتی شواهدی بدست آمد که دلالت می‏کند که آن شهید اهل شهری که در آن دفن شده است، نیست. آیا نبش قبر او جهت حمل جسد شهید به شهر خودش جایز است؟ ج: اگر بر اساس موازین و احکام شرعی دفن گردیده، نبش قبر وی جایز نیست.

      س 276 : اگر آگاهی از داخل قبر و تصویر برداری تلویزیونی از آنچه در آن است بدون کندن و خاکبرداری، ممکن باشد، آیا بر این عمل نبش قبر صدق می‏کند یا خیر؟ ج: بر تصویربرداری از بدن میتی که در قبر دفن شده است بدون کندن و نبش قبر و آشکار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمی‏کند.

      س 277 : شهرداری قصد دارد مقبره‏های اطراف قبرستان را برای توسعه کوچه‏ها، خراب نماید، امیدواریم لطف فرموده و به سؤالات زیر پاسخ دهید: هی أت نظارت بر امور قبرستان چه مس ؤولیتی در مورد قبور م ؤمنین که در آن مقبره‏ها دفن شده‏اند دارد؟ ثانیا ً: آیا خارج کردن استخوان‏های آن اموات و دفن آنها در مکانی دیگر جایز است؟ ج: تخریب قبور م ؤمنین و نبش آنها جایز نیست حتی اگر برای تعریض کوچه‏ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشکار شدن بدن میّت مسلمان یا استخوان‏های آن که هنوز پوسیده نشده‏اند، واجب است دوباره دفن شوند. ولی هی أت نظارت مس ؤولیتی در این باره به عنوان هی أت نظارت ندارد.

      س 278 : اگر شخصی بدون رعایت موازین شرعی اقدام به خراب کردن قبرستان مسلمانان کند، مسلمانهای دیگر در برابر او چه مس ؤولیتی دارند؟ ج: وظیفه دیگران در این باره نهی از منکر با رعایت شرایط و مراتب آن است و اگر در اثر تخریب قبور استخوان بدن میت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجدداً دفن نمایند.

      س 279 : پدرم در حدود 36 سال است در قبرستان دفن شده است. اکنون به فکر افتاده‏ام که با کسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر برای خودم استفاده کنم. آیا با توجه به وقفی بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در این باره لازم است؟ ج: اجازه گرفتن از سایر ورثه میّت نسبت به قبری که زمین آن وقف عام برای دفن اموات شده، شرط نیست. ولی قبل از تبدیل استخوان‏های میّت به خاک، نبش قبر برای دفن میّت دیگری در آن جایز نیست.

      س 280 : من دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه هستم. آیا به علت کمبود استخوان‏های طبیعی که به آنها در محل تحصیل برای تحقیق احتیاج داریم، استفاده از استخوان‏های موجود در قبرهایی که خراب شده‏اند، جایز است؟ آیا با دست زدن به استخوان مرده‏های موجود در موزه‏ها یا قبرستان‏ها، غسل مسّ میّت واجب می‏شود؟ ج: اگر برداشتن استخوان از قبرستان مسلمان منجر به نبش قبر گردد، جایز نیست، و هنگام مسّ استخوان میتی که معلوم نیست غسل داده شده یا نه، غسل مسّ میّت واجب می‏گردد.

      س 281 : لطفا ً موارد جواز نبش قبر را بیان فرموده، و اگر راهی برای خراب کردن قبرستان مسلمان‏ها و تبدیل آن به مراکز دیگر وجود دارد، توضیح دهید. ج: موارداستثناء شده از حرمت نبش قبر، در رساله‏های ‏عملیه ‏بیان ‏گشته ‏است. تغییر و تبدیل قبرستان مسلمانان که برای دفن اموات مسلمین وقف شده، جایز نیست.

      س 282 : آیا نبش قبر و تبدیل قبرستانی که برای دفن اموات وقف گردیده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقلید جایز است؟ ج: در مواردی که نبش قبر و تبدیل قبرستان وقف شده برای دفن اموات، جایز نیست، اجازه مرجع تقلید اثری ندارد.

      س 283 : مردی در حدود بیست سال پیش فوت نموده، چندی پیش هم زنی در همان روستا از دنیا رفت، اشتباها ً قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن کردند، با توجه به این که در داخل قبر هیچ اثری از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظیفه فعلی ما چیست؟ ج: در حال حاضر با توجه به فرض سؤال، دیگران هیچ تکلیفی ندارند، و مجرد دفن میّت در قبر میّت دیگر موجب جواز نبش قبر برای انتقال جسد به قبر دیگر نمی‏شود.

      س 284 : در وسط خیابانی، چهار قبر وجود دارد که مانع ادامه جاده سازی هستند، از طرفی هم نبش قبر اشکال شرعی دارد. امیدواریم برای این که شهرداری مرتکب عمل خلاف شرعی نشود، وظیفه ما را بیان فرما یید. ج: اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روی قبرها امکان دارد، یا احداث جاده با وجود قبرها ضروری باشد، احداث آن اشکال ندارد. و ا لّا تخریب و نبش قبرها برای جاده‏سازی جایز نیست. احکام میت از دیدگاه مقام معظم رهبری احکام اموات‏

      س 245 : در زمان حاضر افرادی (مزد بگیر یا موظف از طرف سازمان مربوط به نظارت بر امور اموات) مس ؤولیت کفن و دفن اموات اعم از زن و مرد را به عهده دارند. آیا با توجه به این که این افراد از محارم میّت نیستند، دفن اموات به وسیله آنها اشکال دارد؟ ج: همجنس بودن با میّت فقط در غسل دادن او شرط است و در صورتی که غسل دادن میّت بوسیله همجنس او امکان دارد، غسل دادن به وسیله غیر همجنس صحیح نیست و غسل میّت باطل است. ولی در تکفین و دفن همجنس بودن شرط نیست.

      س 246 : امروزه در روستاها متعارف است که اموات را در منزل مسکونی غسل می‏دهند. گاهی میّت وصی نداشته و چند فرزند صغیر دارد. نظر مبارک راجع به این موارد چیست؟ ج: تصرفات مورد نیاز برای تجهیز میّت از قبیل غسل و کفن و دفن، به مقدار متعارف، متوقف بر اذن ولی صغیر نیست و اشکال از جهت وجود فرزندان صغیر ایجاد نمی‏شود.

      س 247 : شخصی بر اثر تصادف یا سقوط از ارتفاع فوت کرده است، و جسد او خونریزی دارد، آیا باید منتظر ماند تا خون خود به خود یا با وسایل پزشکی بند بیاید؟ یا این که با وجود خونریزی جایز است اقدام به دفن او نمایند؟ ج: تطهیر بدن میّت قبل از غسل در صورت امکان واجب است، و اگر انتظار برای توقف خونریزی یا منع آن ممکن باشد، واجب است.

      س 248 : استخوان مرده‏ای که حدود چهل یا پنجاه سال از دفن آن می‏گذرد و مقبره او از بین رفته و تبدیل به میدان عمومی گردیده است، در اثر کندن نهری در آن میدان ظاهر شده است. آیا لمس کردن استخوان‏ها برای دیدن آنها اشکال دارد؟ آیا استخوانها نجس هستند؟ ج: استخوان میّت مسلمانی که غسل داده شده است، نجس نیست ولی دفن مجدّد آن زیر خاک واجب است.

      س 249 : آیا برای انسان جایز است پدر یا مادر و یا یکی از بستگان خود را در کفنی که برای خودش خریده است، کفن کند؟ ج: اشکال ندارد.

      س 250 : یک تیم پزشکی برای انجام آزمایشات و تحقیقات پزشکی احتیاج دارند که قلب و بعضی از اعضای مرده را از جسد او جدا سازند و بعد از گذشت یک روز از انجام آزمایشات و مطالعات، اقدام به دفن آن کنند. امیدواریم لطف نموده به سؤالات زیر پاسخ فرمایید: 1- آیا با توجه به این که امواتی که این آزمایشات بر روی آنها اعمال می‏شود از مسلمانان هستند، اقدام به این کار برای ما جایز است؟ 2- آیا دفن قلب و بعضی از اعضا جسد جدای از بدن میّت جایز است؟ 3- آیا با توجه به این که دفن جداگانه قلب و بعضی از اعضا مشکلات فراوانی برای ما ایجاد می‏کند، دفن آن اعضاء با بدن میّت دیگر جایز است یا خیر؟ ج: در صورتی که نجات نفس محترمه یا دستیابی به تجارب علوم پزشکی که جامعه به آن محتاج است و یا شناسا یی بیماری که حیات مردم را تهدید می‏کند، متوقف بر تشریح باشد، تشریح جسد میّت به طور مطلق جایز است. هر چند احوط این است که برای این منظور از بدن میّت مسلمان استفاده نشود. حکم شرعی اعضایی که از جسد مسلمان جدا شده‏اند این است که با بدن دفن شوند. و اگر دفن با بدن مشکل داشت، دفن جداگانه آنها اشکال ندارد.

      س 251 : اگر شخصی برای خودش کفنی بخرد و همیشه در وقت نمازهای واجب یا مستحب یا هنگام قرائت قرآن کریم، آن را پهن نموده و روی آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان کفن استفاده کند. آیا این عمل جایز است؟ آیا از نظر اسلام صحیح است انسان کفنی را برای خود بخرد و بر آن آیات قرآنی بنویسد و از آن فقط هنگام تکفین استفاده نماید؟ ج: اشکال در آنچه ذکر شد وجود ندارد.

      س 252 : اخیرا جنازه زنی در یک قبر قدیمی که تاریخ آن به حدود هفتصد سال پیش بر می‏گردد، کشف شده است. این جنازه مشتمل بر اسکلت استخوانی عظیم کامل و سالمی است که بر جمجمه آن مقداری مو وجود دارد. به استناد گفته‏های باستان شناسانی که آن را کشف کرده‏اند، جنازه متعلق به یک زن مسلمان است. آیا جایز است این اسکلت استخوانی بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبیعی (بعد از بازسازی شکل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازدید قرار داد تا موجب عبرت بازدید کنندگان از موزه علوم طبیعی گردد و یا با نوشتن آیات و احادیث مناسب باعث تذکر و موعظه دیدار کنندگان شود؟ ج: اگر ثابت شود که اسکلت استخوانی متعلق به بدن میّت مسلمانی است. دفن فوری آن واجب است.

      س 253 : گورستانی در روستا یی وجود دارد که ملک خاص کسی نیست و وقف هم نشده است آیا جایز است اهالی این روستا از دفن اموات شهر یا روستاهای دیگر یا میتی که وصیت کرده است در آن قبرستان دفن شود، جلوگیری کنند؟ ج: اگر قبرستان عمومی مزبور ملک خاص کسی یا وقف خاص اهالی آن روستا نباشد، نمی‏توانند از دفن اموات دیگران در آن قبرستان جلوگیری کنند و اگر شخصی وصیت کرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصیت عمل شود.

      س 254 : روایاتی وجود دارد دال بر این که پاشیدن آب بر قبور مستحب است، مانند روایاتی که در کتاب «لآلی الاخبار» ذکر شده است، آیا این استحباب مخصوص روز دفن میّت است یا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف «لآلی الاخبار» چنین است؟ نظر جنابعالی در این باره چیست؟ ج: پاشیدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نیز به قصد رجاء اشکال ندارد.

      س 255 : چرا میّت را شب دفن نمی‏کنند؟ آیا دفن میّت در شب حرام است؟ ج: دفن میّت در شب اشکال ندارد.

      س 256 : شخصی بر اثر تصادف ماشین فوت کرده است، پس از غسل و کفن او را به قبرستان آوردند ولی هنگام دفن، متوجه شدند که تابوت و کفن آغشته به خونی است که از او جریان دارد، آیا عوض کردن کفن او در این حالت واجب است؟ ج: اگر شستن آن قسمت از کفن که به خون آغشته شده است، یا بریدن و یا عوض کردن آن امکان داشته باشد، آن کار واجب است، ولی اگر امکان ندارد، دفن میّت به همان صورت جایز است.

      س 257 : اگر سه ماه از دفن آن میّت با کفن آغشته به خون بگذرد، آیا نبش قبر در این حالت جایز است؟ ج: نبش قبر در فرض سؤال جایز نیست.

      س 258 : از حضرتعالی تقاضا می‏کنیم به سه سؤال زیر پاسخ فرمایید : 1- اگر زن حامله‏ای هنگام وضع حمل از دنیا برود، جنین موجود در رحم زن در موارد زیر چه حکمی دارد؟ الف: اگر روح به تازگی در او دمیده شده باشد (سه ماه یا بیشتر)، با توجه به این که احتمال مرگ جنین در صورت خارج کردن آن از رحم مادر بسیار زیاد است؟ ب: اگر عمر جنین هفت ماه یا بیشتر باشد؟ ج: اگر جنین در رحم مادر مرده باشد؟ 2- اگر زن حامله هنگام وضع حمل بمیرد، آیا بررسی کامل مرگ و زندگی جنین بر دیگران واجب است؟ 3- اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت کند و بچه در شکم او زنده بماند و شخصی بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنین دستور دفن مادر با جنین را بدهد، نظر شما در این باره چیست؟ ج: اگر جنین با مرگ مادرش فوت کند، و یا فوت مادر پیش از دمیده شدن روح در جنین باشد خارج کردن آن از شکم مادر واجب نیست بلکه جایز هم نیست. ولی اگر جنین که روح در او دمیده شده و در شکم مادرش از دنیا رفته است، زنده باشد، و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج کردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است سریعا ً او را از شکم مادر خارج کنند، و تا وقتی که موت جنین در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنین جایز نیست و اگر جنین زنده همراه مادرش دفن شد و حتی بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج کردن جنین زنده از شکم مادر نمایند. همچنین اگر حفظ حیات جنین در شکم مادرش متوقف بر دفن نکردن مادر باشد، ظاهر این است که تأخیر دفن مادر واجب است تا جان جنین حفظ شود، و اگر کسی بگوید دفن زن حامله با جنین زنده‏ای که در رحم او وجود دارد جایز است و دیگران به گمان صحت نظر او اقدام به دفن نمایند و این کار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن دیه بر کسی که مباشر دفن بوده، واجب است، مگر این که مرگ جنین مستند به گفته آن شخص باشد که در این صورت دیه بر او واجب است.

      س 259 : شهرداری برای استفاده بهینه از زمین، دستور داده است قبرها به صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا می‏کنیم حکم شرعی آن را بیان فرمایید. ج: جایز است قبور مسلمانان در چندین طبقه ساخته شود بشرطی که این کار سبب نبش قبر و هتک حرمت مسلمان نشود.

      س 260 : کودکی در چاه سقوط کرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج کردن بدن او است، حکم آن چیست؟ ج: جسد کودک در همان چاه به حال خود رها می‏شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملک شخصی کسی نباشد و یا مالک آن به مسدود کردن آن راضی باشد، تعطیل کردن چاه و بستن آن واجب است.

      س 261 : در منطقه ما مرسوم است که مراسم سینه‏زنی و زنجیرزنی به صورت سنتی آن فقط در عزاداری ائمه اطهار «علیهم السلام» و شهدا و بزرگان دینی برگزار می‏شود. آیا برپایی این مراسم به خاطر در گذشت افرادی از نیروهای بسیج و یا از کسانی که بنحوی به حکومت اسلامی و این ملت مسلمان خدمات کرده‏اند، جایز است؟ ج: در فرض مذکور نفس این عمل اشکال ندارد، ولی انجام چنین کاری خیری به آن میّت نمی‏رساند. بهتر است برای میّت مجلس فاتحه و قرائت قرآن کریم برگزار شود.

      س 262 : شبانه رفتن به قبرستان برای کسی که اعتقاد دارد شبانه به قبرستان رفتن عامل موثری برای تربیت اسلامی است، با توجه به این که رفتن به قبرستان در شب مکروه است، چه حکمی دارد؟ ج: اشکال ندارد.

      س 263 : آیا شرکت در تشیع جنازه و حمل آن برای زنان جایز است؟ ج: اشکال ندارد.

      س 264 : در میان بعضی از عشایر معمول است که هنگام مرگ بعضی از اشخاص، با قرض، اقدام به خرید تعداد زیادی گوسفند می‏کنند (که این کار باعث ضرر فراوانی به آنها می‏شود)، تا همه کسانی را که در مراسم عزاداری شرکت می‏نمایند، اطعام کنند. آیا تحمل این ضررها برای حفظ عادات و رسوم جایز است؟ و حکم شارع مقدس درباره خانواده‏های عزادار و شرکت کنندگان در مراسم عزاداری چیست؟ ج: اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضایت آنها باشد، به هر صورت و به هر مقداری که باشد جایز است. ولی اگر انفاق از اموال میّت صورت بگیرد، بستگی به نحوه وصیت او دارد.

      س 265 : آیا اگر در زمان حاضر، شخصی در منطقه‏ای بر اثر انفجار مین کشته شود، احکام شهید را دارد؟ ج: سقوط تکلیف غسل و کفن شهید از احکام اختصاصی شهیدی است که در میدان جنگ کشته شود.

      س 266 : برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در محورهای شهرهای مرزی رفت و آمد می‏کنند، گاهی با کمین‏ها یی که از طرف بعضی از عناصر ضد انقلاب اسلامی گذاشته می‏شود، مواجه می‏شوند که گاهی منجر به شهادت آنان می‏گردد. آیا غسل یا تیمم این شهدای عزیز واجب است یا این که آنجا میدان جنگ محسوب می‏شود؟ ج: اگر آن محورها و منطقه مزبور میدان جنگ بین گروه حق و گروه باطل و یاغی باشد، افرادی که از گروه حق در آنجا به شهادت می‏رسند، حکم شهید را دارند.

      س 267 : آیا کسی که واجد شرایط امامت در نماز جماعت نیست، جایز است امامت نماز میّت بر جنازه یکی از م ؤمنین را عهده‏دار شود؟ ج: بعید نیست که شرایط معتبر در جماعت و امامت جماعت در سایر نمازها در نماز میّت شرط نباشد، هر چند احوط این است که آن شرا یط در نماز میّت هم رعایت شود.

      س 268 : آیا اگر م ؤمنی در جا یی از جهان در راه اجرای احکام اسلامی و یا در تظاهرات یا در راه اجرای فقه جعفری کشته شود، شهید محسوب می‏شود؟ ج: چنین شهیدی اجر و ثواب شهید را دارد ولی احکام تجهیز شهید اختصاص به کسی دارد که در میدان جنگ، هنگام درگیری و در معرکه نبرد به شهادت رسیده باشد.

      س 269 : اگر مسلمانی بر اساس قانون و ت أیید قوه قضائیه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شود، و حکم اعدام درباره او اجرا گردد: 1- آیا نماز میّت بر او خوانده می‏شود؟ 2- شرکت در مجلس عزا و قرائت قرآن کریم و مصیبت خوانی برای اهل بیت «علیهم‏السلام» که برای او برگزار می‏شود، چه حکمی دارد؟ ج: مسلمانی که حکم اعدام درباره او اجرا گردیده است، حکم سایر مسلمانان را دارد و همه احکام و آداب اسلامی میّت در مورد او هم جاری است.

      س 270 : آیا مسّ کردن استخوانی که همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ میّت می‏شود؟ ج: دست زدن به عضوی که از بدن شخص زنده جدا شده است غسل ندارد.

      س 271 : آیا شخص مسلمان را باید هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟ ج: شایسته است که شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به طوری که کف پای او به جانب قبله باشد. بسیاری از فقهاء این عمل را برخود محتضر - در صورتی که قادر باشد - و بر دیگران، واجب دانسته‏اند و احتیاط در انجام آن ترک نشود.

      س 272 : اگر هنگام کشیدن دندان مقداری از بافت‏های لثه هم همراه آن کنده شود، آیا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ میّت می‏شود؟ ج: اگر گوشت مختصری از لثه همراه آن کنده شود، مس آن موجب غسل مس میت نیست.

      س 273 : آیا بر شهید مسلمانی که با لباسش دفن شده است، احکام مسّ میّت مترتب‏است؟ ج: با مسّ شهیدی که تغسیل و تکفین در حق او ساقط است، غسل مسّ میّت واجب نمی‏شود.

      س 274 : اینجانب دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه هستم. گاهی هنگام تشریح مجبور به مسّ جسد کسانیکه از دنیا رفته‏اند می‏شویم و نمی‏دانیم که آن اموات مسلمان هستند یا خیر؟ و غسل داده شده‏اند، یا خیر؟ ولی مسئولین می‏گویند این اجساد غسل داده شده‏اند. با توجه به این مطالب امیدواریم وظیفه ما نسبت به نماز و غیر آن را بعد از مسّ آن اجساد بیان فرما یید، و آیا بر اساس آنچه ذکر شد، غسل بر ما واجب می‏شود یا خیر؟ ج: اگر اصل غسل میّت احراز نشود و شما در آن شک داشته باشید، با مسّ جسد یا اجزاء آن، غسل مسّ میّت بر شما واجب می‏شود و نماز بدون غسل مسّ میّت صحیح نیست. ولی اگر اصل غسل میّت احراز شود با مسّ جسد یا بعضی از اجزای آن، غسل مسّ میّت واجب نمی‏شود حتی اگر در صحت غسل آن میّت شک داشته باشید.

      س 275 : شهیدی که نام و نشانی او معلوم نیست با تعدادی از اطفال در یک قبر دفن شده است. بعد از مدتی شواهدی بدست آمد که دلالت می‏کند که آن شهید اهل شهری که در آن دفن شده است، نیست. آیا نبش قبر او جهت حمل جسد شهید به شهر خودش جایز است؟ ج: اگر بر اساس موازین و احکام شرعی دفن گردیده، نبش قبر وی جایز نیست.

      س 276 : اگر آگاهی از داخل قبر و تصویر برداری تلویزیونی از آنچه در آن است بدون کندن و خاکبرداری، ممکن باشد، آیا بر این عمل نبش قبر صدق می‏کند یا خیر؟ ج: بر تصویربرداری از بدن میتی که در قبر دفن شده است بدون کندن و نبش قبر و آشکار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمی‏کند.

      س 277 : شهرداری قصد دارد مقبره‏های اطراف قبرستان را برای توسعه کوچه‏ها، خراب نماید، امیدواریم لطف فرموده و به سؤالات زیر پاسخ دهید: هی أت نظارت بر امور قبرستان چه مس ؤولیتی در مورد قبور م ؤمنین که در آن مقبره‏ها دفن شده‏اند دارد؟ ثانیا ً: آیا خارج کردن استخوان‏های آن اموات و دفن آنها در مکانی دیگر جایز است؟ ج: تخریب قبور م ؤمنین و نبش آنها جایز نیست حتی اگر برای تعریض کوچه‏ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشکار شدن بدن میّت مسلمان یا استخوان‏های آن که هنوز پوسیده نشده‏اند، واجب است دوباره دفن شوند. ولی هی أت نظارت مس ؤولیتی در این باره به عنوان هی أت نظارت ندارد.

      س 278 : اگر شخصی بدون رعایت موازین شرعی اقدام به خراب کردن قبرستان مسلمانان کند، مسلمانهای دیگر در برابر او چه مس ؤولیتی دارند؟ ج: وظیفه دیگران در این باره نهی از منکر با رعایت شرایط و مراتب آن است و اگر در اثر تخریب قبور استخوان بدن میت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجدداً دفن نمایند.

      س 279 : پدرم در حدود 36 سال است در قبرستان دفن شده است. اکنون به فکر افتاده‏ام که با کسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر برای خودم استفاده کنم. آیا با توجه به وقفی بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در این باره لازم است؟ ج: اجازه گرفتن از سایر ورثه میّت نسبت به قبری که زمین آن وقف عام برای دفن اموات شده، شرط نیست. ولی قبل از تبدیل استخوان‏های میّت به خاک، نبش قبر برای دفن میّت دیگری در آن جایز نیست.


      س 280 : من دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه هستم. آیا به علت کمبود استخوان‏های طبیعی که به آنها در محل تحصیل برای تحقیق احتیاج داریم، استفاده از استخوان‏های موجود در قبرهایی که خراب شده‏اند، جایز است؟ آیا با دست زدن به استخوان مرده‏های موجود در موزه‏ها یا قبرستان‏ها، غسل مسّ میّت واجب می‏شود؟ ج: اگر برداشتن استخوان از قبرستان مسلمان منجر به نبش قبر گردد، جایز نیست، و هنگام مسّ استخوان میتی که معلوم نیست غسل داده شده یا نه، غسل مسّ میّت واجب می‏گردد.

      س 281 : لطفا ً موارد جواز نبش قبر را بیان فرموده، و اگر راهی برای خراب کردن قبرستان مسلمان‏ها و تبدیل آن به مراکز دیگر وجود دارد، توضیح دهید. ج: موارداستثناء شده از حرمت نبش قبر، در رساله‏های ‏عملیه ‏بیان ‏گشته ‏است. تغییر و تبدیل قبرستان مسلمانان که برای دفن اموات مسلمین وقف شده، جایز نیست.

      س 282 : آیا نبش قبر و تبدیل قبرستانی که برای دفن اموات وقف گردیده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقلید جایز است؟ ج: در مواردی که نبش قبر و تبدیل قبرستان وقف شده برای دفن اموات، جایز نیست، اجازه مرجع تقلید اثری ندارد.

      س 283 : مردی در حدود بیست سال پیش فوت نموده، چندی پیش هم زنی در همان روستا از دنیا رفت، اشتباها ً قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن کردند، با توجه به این که در داخل قبر هیچ اثری از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظیفه فعلی ما چیست؟ ج: در حال حاضر با توجه به فرض سؤال، دیگران هیچ تکلیفی ندارند، و مجرد دفن میّت در قبر میّت دیگر موجب جواز نبش قبر برای انتقال جسد به قبر دیگر نمی‏شود.

      س 284 : در وسط خیابانی، چهار قبر وجود دارد که مانع ادامه جاده سازی هستند، از طرفی هم نبش قبر اشکال شرعی دارد. امیدواریم برای این که شهرداری مرتکب عمل خلاف شرعی نشود، وظیفه ما را بیان فرما یید. ج: اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روی قبرها امکان دارد، یا احداث جاده با وجود قبرها ضروری باشد، احداث آن اشکال ندارد. و ا لّا تخریب و نبش قبرها برای جاده‏سازی جایز نیست.
       

      تعداد بازدید :16516
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
       
مجموع بازدیدها : 2,915,586
تعداد بازدید امروز : 155
تعداد بازدید دیروز : 412
آخرین به روزرسانی : 10:24  1396/07/03
آدرس :

میدان شهدا- شهرداری مرکز - ساختمان توسعه - طبقه اول

تلفن :051-32243943
فاکس :051-32243944
رایانامه :armat-el@mashhad.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به شهرداری مشهد می باشد.
تامین و به روزرسانی محتوای این سایت توسط معاونت خدمات و محیط زیست شهری شهرداری مشهد انجام میگردد
طراحی و پشتیبانی فنی: سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری مشهد